او بر می خیزد …

کلمات عجیب ترین اتفاق جهان هستند.از چند واژه تشکیل می شوند وگاه به نظر یک مفهوم دارند

اما وقتی همان کلمه ی تک مفهومی در زندگی ات نقش پیدا کند تازه می فهمی یک کلمه می تواند هزاران مفهوم داشته باشد.

من ،این روزها با تمام وجود این تئوری وحشتناک را درک می کنم.بله،وحشتناک….حرف من با واژه ی عدالت است…عدالت کلمه ای پنج حرفی که این روزها دارد برای من اجرا می شود…نه…اشتباه می کنم ،سالیان سال است که دارد اجرا می شود…

من محکوم به پذیرش این عدالت هستم .

عدالت در سرزمین پاکی ها یعنی من محکوم هستم در قبرهای سرد و متعفنی بمانم که جنازه ها دفن شده در آن هیچ گاه تبدیل به مشتی استخوان نمی شوند و تعفن دل و روده شان چیزی در دل و روده ی من باقی نمی گذارد.

دروغ است…اینکه آدمی به چیزی عادت کند دروغ محض است.من نمی توانم بالا نیاورم وقتی باید محتویات معده ی جنازه ای را تحمل کنم تا خرسواران از خیر مجازات جدیدم بگذرند….

No votes yet.
Please wait...

2 thoughts on “او بر می خیزد …

  1. سلام
    ببخشید این همون داستان قبلیه یا عوضش کردید؟

    No votes yet.
    Please wait...
    1. سلام
      همون داستان قبلیه نویسنده عوض شده

      No votes yet.
      Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.